تلفنهای یک دختر !
دختره : الووو
پیر پسر : الو جانم بفرمایین !!!!
دختره : الو سلام ..... خوبی؟
پیر پسر : خوبم! مرسی عزیزم تو خوبی ؟!
دختره : می بخشین آقا شما الان تماس گرفتین رو گوشی من ؟
پیر پسر : من ؟ هنوز نه! کی ؟
دختره : یه حدود 5 دقیقه پیش
پیر پسر : نه عزیزم 5 دقیقه پیش به فکرت بودم ولی زنگ نزدم اشتباه می کنی
دختره : آخه الان شمارتون افتاده رو گوشییییی
پیر پسر : اشتباه می کنی عزیزم گفتم که فقط فکرت بودم ولی زنگ نزدم
دختره : یعنی چی پس من شماره شما رو از کجا داشتم که زنگ زدم ؟
پیر پسر : چه میدونم ! شاید شماره شناسنامم یا کد ملیم بوده ! خوب نگاه کردی؟!
دختره : خب حتما کاری داشتی باهام که زنگ زدی ؟
پیر پسر : حتما باهات کارداشتم فقط بزار یکم فکر کنم ببینم چکارت داشتم
دختره : ببین یا کارت رو بهم میگی... یا اینکه ..... دیگه خودت میدونییییی ه
پیر پسر : کارم رو بهت می گم عزیزدلم ! فقط باید یه جای خصوصی باشه که کسی غیر از خودم و خودت نباشیم !
دختره : خب نه بین خودمون و بر و بچه های ...... دیگه خودت میدونی می مونه ! بگو کارت رو بهم بگو
پیر پسر : گفتم عزیزم شما بیا یه قرار یه جایی بزاریم بعد من کارم رو هم بهت می گم
دختره : کثافت آشغال خب حرف بزن!!!
پیر پسر : کثافت آشغال جد و آبادته ! زنیکه .....................
بعدم در حالی که به شدت عصبانی بودم اومدم گوشی رو بدم دوستم که دیدم هیچ کدوم از دوستام نیستن ! دور و برم رو نگاه کردم دیدم هر 5 تا شون افتادن روی زمین و در حالی که شکماشون رو گرفتن به شدت دارن می خندن ! شدت خندشون طوری بود که بعضیاشون به شدت سیاه شده بودن و چیزی نمونده بود که هلاک شن ! فکر کردم به خاطر لهجه ای که گرفته بودم یا به خاطر عصبانی شدنم اینجوری می خندن . ازشون پرسیدم که چه مرگتونه؟ یکیشون درحالی که به سختی قادر به کنترل خودش بود با ایما و اشاره بهم فهموند که گوشی رو بهش بدم بعد همین جور که گوشی رو به طرفم گرفته بود رفت تو پوشه صداها و فایل مزاحم رو پخش کرد. فایل صدای همون دختره بود که : "الو... الو سلام .... خوبی ؟ می بخشین آقا شما ......."خلاصه یعنی اینکه کل این قضیه یه صدای از پیش ضبط شده بود و این چندتا کله پوک حسابی گذاشتنم سرکار ! دوستم یه نگاه دیگه به من کردو دوباره منفجر شد!

