عواقب دیر داماد شدن !
دیروز یه بنده خدائی داشت من رو نصیحت می کرد که فلانی برو زودتر ازدواج کن چون داره دیر میشه! من هم تا جائی که راه داشت دلیل و منطق می آوردم که بابا حالا زوده هنوز وقت هست و از این جور بهانه های الکی(به همه که نمیشه ازسوابق خواستگاری رفتن هام بگم) خلاصه هر راهی که رفتم این بنده خدا از خر شیطون ! نمیومد پائین و اصرار میکرد که نه تو الان اگه زن نگیری دیگه خیلی دیر میشه! بعدم که دید داداشتون پا نمیده گفت : ببین عزیزم من الان بهت قضیه ای رو تعریف میکنم که بفهمی چرا اصرار میکنم که تا سنت خیلی بالانرفته ازدواج کنی ! بعدش هم شروع کرد تعریف روایتی که : یه پیرمردی توسن ۹۰ سالگی توی قرعه کشی بانک ۳۰۰ میلیون تومن برنده میشه ! ازش میپرسن که پدرجان تو این سن میخوای با این همه پول چکار کنی ؟ پیرمرد هم میگه میخوام با پولم دستشوئی عمومی بزنم!!! میگن همه پولت رو ؟جواب میده :آره . وقتی ازش دلیلش رو می پرسن پیرمرد میگه میخوام با پولم دستشوئی عمومی بزنم تا مردم بیان تو دستشوئی بشا.... به شانس من که توی ۹۰ سالگی به این پول رسیدم !!!
بله و درادامه این دوست عزیز به دهان هاج و واج من نگاهی کرد و چون فکر میکرد زده به هدف ادامه داد : آره دوست من خلاصه حواست باشه زودتر کاری کنی که مجبور نشی توی ۹۰ سالگی داماد شی چون بعدش مجبوری ........
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت
21:44 توسط پیر پسر |

