ابهام!
توی اتوبوس! بچه یکی دو ساله تو بغل مادرش مرتب گریه می کنه. یه مرد با سبیل کلفت و قیافه خشن بالای سر زن واستاده و به بچه نگاه می کنه! بچه هنوز گریه می کنه و شدیدتر هم می شه! زن هر کاری می کنه بچه آروم نمی شه. مرد سبیل کلفت به زن می گه: خانم! فکر کنم بچت خرابکاری کرده! زن همونطور که نشسته نیم نگاهی به مرد می ندازه و می گه: نه عمو! این بچه قیافه یکی صد برابر نکره تر از تو رو هر روز می بینه و خرابکاری نمی کنه (اشاره به پدر بچه!) بعد هم ادامه می ده: این الان گشنست شیر من رو می خواد!!!
پی نوشت1: خرابکاری می تونه از ترس باشه یا از بچگی!
پی نوشت 2: در پست قبلی دلیل غیبت چند ماهه نداشتن مطلب بوده است.
آخرین مطالب وبلاگ
Last blog Entries
× رئیس
× استعارات و خریات!
× درخواست
× می گن ناسا روی ماه آب پیدا کرده
× عاقبت
× آرزوی یک زن بعد از ازدواج!
× وام ازدواج!
× سرکاری از نوع چینی!(عروس و دامادی که همه چیزشان شبیه است!)
× ابهام!
× حکمت آموز!
× یک پیر پسر 30 ساله!
× ستاره
× بازی وبلاگی (نوستالوژیک!)
× فلانی در انتخابات
× اس ام اس های همراه چندم!
× استعارات و خریات!
× درخواست
× می گن ناسا روی ماه آب پیدا کرده
× عاقبت
× آرزوی یک زن بعد از ازدواج!
× وام ازدواج!
× سرکاری از نوع چینی!(عروس و دامادی که همه چیزشان شبیه است!)
× ابهام!
× حکمت آموز!
× یک پیر پسر 30 ساله!
× ستاره
× بازی وبلاگی (نوستالوژیک!)
× فلانی در انتخابات
× اس ام اس های همراه چندم!



