تبليغاتX
طنز نوشته های یک پیر پسر
طنز نوشته های یک پیر پسر
ای دل ! شباب رفت و نچیدی گلی زعیش
حکایت دو برادر و دختر زیبا
موضوع: چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 12:14

روزی دو برادر عاشق دختری زیبا شدند وقصد ازدواج با وی کردند. اما هیچکدام به نفع دیگری کنار نرفت پس قضاوت به  حاکم شهر  سپردند. حاکم گفت: آیا دلیل عشق شما به این دختر فقط زیبایی وی است؟ هر دو جواب دادند: آری! پس حاکم امر کرد که هر کس امشب به فلان طویله برود و تا صبح فضولات بیشتری بخورد می تواند با دختر ازدواج کند! شب دو برادر به خوردن فضولات مشغول  شدند اما یکی از آنها زود دست از خوردن کشید و آن یکی همچنان به خوردن ادامه داد تا اینکه صبح شد! صبح خوشحال پیش حاکم رفت! حاکم گفت: تو شایسته ازدواج با این دختر هستی و می توانی با وی ازدواج کنی! جوان خوشحال شد و گفت: اما  چرا از من خواستید تا برای اینکه بتوانم با آن دختر ازدواج کنم تا صبح فضولات را بخورم؟ حاکم گفت: چون کسی که فقط بخاطر زیبایی دختری به وی دل می بنند و قصد ازدواج با وی می کند معلوم است عقل درستی ندارد و من می خواستم امتحان کنم کدامیک از شما  کم عقل ترید و برای این ازدواج شایسته تر! پس آن برادر ناراحت شد و از ازدواج با آن دختر پشیمان گشت! برادر دیگر از فرصت استفاده کرد و با آن دختر ازدواج کرد! برادر فضله خورده ناراحت دوباره پیش حاکم رفت و گفت: که برادرم از انصراف من سو استفاده کرد و با آن دختر ازدواج کرد! حاکم گفت: من درباره آن دختر تحقیق کردم و فهمیدم که علاوه بر زیبایی از فهم و کمالات هم برخوردار است و آنکه عاقل تر بود با وی ازدواج کرد!!!

1 نوشته شده توسط پیر پسر | لینک ثابت |

در وصف داماد و دامادی
موضوع: یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 12:14
این شعر تقدیم به تمام دامادهای عزیز و دوست داشتنی:

الا ای آنکه می خندی و شادی
چرا چون همرهت گشته عروسی
به زعم خود عروس در چنگ داری
خبر داری ببردندت اسیری؟!
اگرچه مادرت بر تو کند غش
چو دیدت با لباسای دامادی
اما...
اما
کمی در آیینه بر خود نگا کن
آخه اینم ریخته که داری؟!
دماغت چون قطاپ و کله ات تاس
به قدت گر بنگری هست دیلاق!
سوالم از تو این است ای پسر جان!
به خواستگاری هم که رفتی اما با چه رویی؟
اگر بودم بجای بابای دختر
تو را می دادمت من شل و کوری!
ولی چون مطمئن هستی بر خود
گرفتی دختر و عروسی برپا نمودی  
(از طرف یک پسر مجرد حسود)
1 نوشته شده توسط پیر پسر | لینک ثابت |

سوالات کارشناسی ارشد(12)
موضوع: چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 14:40

1- به عقیده شما مهمترین دلیل دعوای زن و شوهر چیست؟

الف- عدم استفاده از مشاوره

ب- خصوصیه

ج- زن وشوهر دعوا کنن ابلهان باور کنن

د- به دلایل نامعلوم

2- به نظر شما لقب سرمربی بعدی تیم ملی چیست؟

الف- سلطان

ب-ژنرال

ج- امپراطور

د- جومونگ!

3- به نظر شما دلیل عدم موفقیت جومونگ در ازدواج با سوسانو چیست؟

الف- کخ ریزی تسو

ب- بلاهت یونگفو

ج- بیماری امپراطور

د- زرنگی برادر اوده

4- به نظر شما چه رابطه ای بین حاملگی بانو سوسانو و جومونگ با حاملگی بانو یوها و هموسو وجود داره؟

الف- نه ماه دیگه معلوم می شه

ب- شاید هیچ رابطه ای نباشه

ج- البته قضیه خیلی مشکوکه

د- پسر کو نشان نبرد از پدر!

1 نوشته شده توسط پیر پسر | لینک ثابت |

اندر مزایای زود ازدواج کردن!
موضوع: سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 9:52
روزی جمعی از اراذل جلوی دانایی را گرفتند و از وی پرسیدند: چیست مزایای زود ازدواج کردن؟! دانا پاسخ داد: و در مزایای زود ازدواج  کردن یکی آن است که شما را همسری اختیار شود و شبها زود به خانه روید و به اراذل گری نپردازید. دوم آنکه بچه دار شوید و مهر بچه در شما افتد و بی مهری و شقاوت از شما دور گردد. سوم آنکه امیال سرکشتان زود کنترل گردد. چهارم آنکه دیگر دنبال ناموس مردم نخواهید رفت! در همین حال یکی از اراذل گفت: این شخص دروغ می گوید چرا که خود من دیروز دیدم برای عده ای از جوانان در مضرات زود ازدواج کردن میگفت اما حال در مزایای آن می گوید! دانا گفت: آری اما آن جوانان که گفتی همه سر به راه و اهل علم و تلاش بودند و همچون شما تنها راه نجاتشان ازدواج نبود!

1 نوشته شده توسط پیر پسر | لینک ثابت |

آمدم ولی برگشتم!
موضوع: شنبه پنجم اردیبهشت 1388 18:19

گاهی اوقات بعضی از دوستای وبلاگ نویس که از وبلاگ نویسی خسته  میشن یا بنا به دلایل مختلف دیگه وقت نوشتن تو وبلاگ رو ندارن یه پیغام خداحافظی برای خواننده های وبلاگ می ذارن که خلاصه مطلب این میشه که:  "رفتم" ولی بعد از مدتی که دلشون برای وبلاگستان تنگ می شه دوباره شروع می کنن به نوشتن و عنوان می کنن که: "برگشتم" حالا ما چون از اول نگفته بودیم که رفتم حالا عنوان می کنیم که : "آمدم"

1 نوشته شده توسط پیر پسر | لینک ثابت |

آخرین مطالب وبلاگ
Last blog Entries


Manager: پیر پسر & Designer: GholamReza Sedaghati