چند وقت پیش یکی از دخترای همکار برام یه اس ام اس فرستاد با این مضمون (حالا نگین تو که قبلا گفتی یه جا کار می کنی که زنا رو راه نمی دن چون حقیقتش من چند جا کار می کنم )
اس ام اس این بود :
خیلی بی معرفتی ، خیلی نامردی ، خیلی بی معرفتی ، خیلی بی جنبه هستی ، آخه نامرد باید از رو چی توز بفهمم موتور خریدی ؟!!!!!
منم بر اساس تجربه قبلی و تذکری که دوستان بهم داده بودن تصمیم گرفتم این سری قاطعانه تلافی کنم برای همین هم من هم براش یه اس ام اس فرستادم که :
........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت
19:1 توسط پیر پسر |
پس گویند شیخ پیر پسر بزرگ رضی ال... عنه از ازدواج مردان بسیار ناخشنود و عصبانی می گشت (به دلیل اینکه خود حتی یک بار هم ازدواج نکرده بود) پس روزی وی را مریدان بگفتند یا شیخ ! چیست نظرت در مورد آن دو نفری که دیروز به دیار باقی شتافتند . پس شیخ لختی بیاندیشید و بفرمود : فلان به بهشت رفت و فلان به دوزخ ! پس مریدان در عجب شدند از این نظر و از شیخ خواستند تا دلیل نظر خود بفرماید ، پس شیخ بفرمود آن فلان در دنیا متاهل بود و متاهل را در دنیا زندگی جهنم باشد پس روزی وی در آن دنیا بهشت است و آن دیگری در این دنیا مجرد بود و مجردان را زندگی این دنیا بهشت است پس در آن دنیا سزاوار است که به جهنم رود . پس مریدان به تایید گفته شیخ پیر پسر بزرگ رضی ال... عنه از خود نعره ها ساطع نمودند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت
20:24 توسط پیر پسر |
در روزگاری دیگر مردی بود که به زن ذلیلی شهره بود و مصداق آن شخصی بود که وقتی در روز قیامت پروردگار به زن ذلیلان بفرمود که همه به آن سو روند آن شخص از ترس زن خود به آن سو نرفت. پس روزی دوستان زن ذلیل از فرط بیکاری تصمیم گرفتند تا کمی سر به سر وی گذارند پس با شوخی و خنده شروع به خاطره تعریف کردن از وی کردند که آیا می دانید فلان (یعنی همین زن ذلیل ) در شستن لباسها و پختن غذا به زن خود کمک بسیار همی نماید . پس زن ذلیل نگاهی عاقلانه اندر سفیهانه به آنها بیانداخت و بفرمود که شما را در زندگی مانند من سیاست نباشد چرا که اگر من در شستن لباسها به زنم کمک نمایم به این دلیل است که وی نیز در شستن ظرفها به من کمک نماید و اگر من به وی در پختن غذا کمک زیاد نمایم به این دلیل باشد که وی نیز در تولد و پرورش بچه به من کمک بسیار نماید !!! و این باشد تا بعد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت
15:41 توسط پیر پسر |
در ازمنه قدیم مردی بود که به بی غیرتی شهره بود و زنی داشت که به هرزگی معروف بود . پس روزی شخصی به وی گفت که فلانی تو که آبروی هر چه مرد است در این شهر برده ای می دانی که وقتی درخانه نیستی مردان هرزه دم در خانه ات صف می کشند از برای زنت ! پس زود برو و زن خود را طلاق ده که حداقل مردی را این باشد . پس مرد لختی بیاندیشید و گفت : زهی خیال باطل ! تو فکر می کنی من اینقدر ابلهم که زن خود را طلاق دهم و به آخر صف روم !
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت
20:3 توسط پیر پسر |
مزایای خواستگاری کردن دختران از پسران !
با توجه به بالا رفتن سن ازدواج و لزوم بهره گیری ازتمام امکانات لازم برای ازدواج جوانان پیشنهاداتی مبنی بر خواستگاری کردن دختران از پسران مطرح میشود که درصورت اینکه خواستگاری از انحصار یک جنس درآمده و هر دو جنس بتوانند همسر آینده خود را با خواستگاری کردن ازوی انتخاب نمایند این امر دارای مزایای فراوانی خواهد بود که مسلما آقایون رو هم به حمایت ازاین امر ترغیب می کنه .به همین منظور برخی بهره های احتما لی در اثر خواستگاری کردن دختران از پسران مطرح میشه. شما آقایون میتونین با ملاحظه این بهره ها پی به سودمند بودن این امر ببرین !!!
..........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت
16:52 توسط پیر پسر |
دادگاه محاکمه پیر پسر به جرم عدم ازدواج:
قاضی دادگاه: پیر پسر زود دلایل اینکه تا حالا ازدواج نکردی رو بگو فقط خیلی زود و الکی هم وقت من رون نگیر چون که کلی آدم دیگه تو نوبت دادگاه هستن که باید به اونها رسیدگی کنم!
پیر پسر : ببخشین آقای قاضی من ... من راستش می خواستم بگم که من اشتباه شدم ! یعنی من اشتباهی بودم
بله آقای قاضی! من ازهمون اول هم اشتباه بودم از همون روزی که بدنیا اومدم اشتباهی بودم ! آقای قاضی! من رو روزی که بدنیا اومدم تو بیمارستان با تام کروز عوض کردن بعدش دوباره وقتی 7 سالم بود باز من رو با شاهرخ خان عوضم کردن
ّآقای قاضی! من اشتباهی بودم وقتی که رفتم سربازی چون وقتی سربازی بودم ریختن تمام دخترای دم بخت فامیل ما رو به یغما بردن
آقای قاضی!من زمان دانشگاه هم اشتباهی بودم چون وقتی که رفتم دانشگاهی که 70درصدش رو دخترا تشکیل میدن جو گیر شدم و اونجا یه رشته ای انتخاب کردم که حتی توش یه دونه دختر هم نبود!
آقای قاضی! رفتم سرکار . بله اونجا سرکار هم من اشتباهی بودم من نفهمیدم من بازم جو گیر شدم وقتی رفتم سر یه کاری که نه تنها به دخترا و زنا اونجا اجازه کارکردن نمی دن بلکه حتی ورودشون هم به اونجا ممنوعه
آقای قاضی! من از یه خانواده شریف و ساده هستم ولی یکم اشتباهی هستم چون که تو این خانواه و تمام فامیلش در حال حاضر دختر دم بخت وجود نداره
آقای قاضی!(دراینجا پیر پسر گریش می گیره ) باور بفرمایین من اشتباهی بودم من اشتباه کردم من جو گیر شدم من اشتباهی پیر پسر شدم
خیـــــــــــــــــلی ممنونم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت
18:16 توسط پیر پسر |
چند وقت پیش برای یک کار پژوهشی با یک دختر خانوم همکار
شدم. بر اساس نیاز کاری به رد و بدل شماره همراه همدیگه پرداختیم . دختر
خانم خیلی تاکید کرد که لطفا غیر از موارد ضروری و
در صورتی که به شخص ایشان دسترسی نبود اون هم فقط با اس ام اس و نه تماس
تلفنی ارتباط برقرار کنم . من هم با توجه به این که مشکلات دختر خانومها
رو تو این زمینه میدونستم با تحکم گفتم چشم !!! هنوز دو سه روز از این قضیه نگذشته بود که اس ام اسی از جانب دختر خانم مذکور به دستم رسید با این مضمون " قیمت میوه درمیدان تره بار افزایش یافت! قدر خودت رو بدون گلابی!!! "
اولین فکری که بعد از خوندن این اس ام اس به ذهنم خطور کرد این بود که .....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت
14:28 توسط پیر پسر |
پدیده پیر دختری و یک راه حل
چند وقت پیش خبری رو خوندم با این مضمون : عربستان دارای ۱۶ تا ۱۸ میلون جمعیت بومی است ، که از میان این جمعیت ۱۶ میلیونی بومی درحدود یک و نیم میلیون نفر یا به عبارتی یک میلیون و هفتصد هزار نفر از دختران سعودی از سن ۳۰ سال گذشته و به آنها عانسه یا پیر دختر میگویند.راه حل توسط دولت عربستان مطرح شده است که در کابینه دولت عربستان قانونی تصویب شده است که به موجب آن اداره تامین اجتماعی به هر پیردختر عربستانی مبلغ ۷۸۳ ریال معادل کمی بیش از ۲۰۰ دلار بصورت ماهانه خواهد داد."
البته امیدوارم این قانون هر چه سریعتر درایران هم تصویب بشه اما با چند اصلاح :
1-با توجه با افزایش تورم مبلغ فوق (البته دلارش ) به دو برابر افزایش پیدا کنه و بشه 400 دلار
2-یک پیر پسر به عنوان اشانتیون بزور به هر پیر دختر داده بشه
3-بعدش پول ماهانه فقط به حساب پیر پسر ریخته بشه تا پیر دختر نتونه قانون رو دور بزنه
5-بعداز ریخته شدن پول ماهانه به حساب پیر پسر ، پیر دختر آزاده که بره پی زندگی خودش
6-پیر پسر بعدش باید پیر دختر رو آزاد بذاره که اون بره پی زندگی خودش
7- اگه پیر دختر نرفت پیر پسر باید پیردختر رو بزور بفرسته پی زندگی خودش
8-اگه پیر پسر هم نتونست پیردختر رو بفرسته پی زندگی خودش باید قانون بزور پیر دختر رو بفرسته پی زندگی خودش
9- اگه قانون هم نتونست .......اصلا ولش کن این قانون به درد مملکت ما نمی خوره!
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت
19:21 توسط پیر پسر |
ضمن تبریک مجدد سال نو به دوستان عزیز ،در چند پست گذشته و با فرا رسیدن سال نو برخی از دوستان در کامنتها به اینجانب یعنی پیر پسر یادآوری کردند که فلانی سال نو شد ولی تو که هنوز 28 سالته ! پس چرا سنت بیشتر نشد ؟!
حالا من از این دوستان محترم و محترمه سوال دارم که عزیزان دل برادر آیا تمام ما ایرانیها در روز اول فروردین بدنیا اومدیم که مجبور باشیم با نو شدن هر سال جدید یک سال به سالهای عمرمون اضافه کنیم ؟ البته اگه اینجوری بود خیلی خوب می شد و مسلما اینهمه جنگ بین انسانها بخاطر سن و سال در نمی گرفت ولی حالا که اینجوری نیست و ما هم اول فروردین متولد نشدیم پس هنوز هم 28 ساله ایم !
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت
17:37 توسط پیر پسر |
دیروز روز سیزده بدر بود .از روز قبل اهل منزل با برخی از اهل فامیل هماهنگ نمودند از برای رفتن به دل طبیعت!البته ما ابتدا قصد تحریم این سیزده را نمودیم چون از بین حدود 60 نفر فامیل که قصد رفتن با آنها را به بیرون داشتیم حتی یه دختر دم بخت هم نبود ولی تا بخواهید پسر مجرد تر از ما در این فامیل بودند! و ما خود از اینهمه بدشانسی در عحب شدیم . اما به دو دلیل اقدام به تحریم نکردیم اول از همه چون به قول شاعر سیزده رو باید رفت و خدا را چه دیدی شاید در طول سفرمان چشم ما هم به دیدین ماه روی دم بختی روشن شد و ما هم به فیض عظمای ازدواج رسیدیم ! پس باز هم به قول شاعر نمودیم که بفرماید: ازتو حرکت از خدا برکت !
و اما دومین دلیل ......
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت
15:34 توسط پیر پسر |
دو سه روز پیش به عروسی یکی ازدوستام دعوت شدم . از خبر عروسیش خیلی تعجب کردم چون از اون آدمایی بود که تا می گفتی زن بگیر تندی میگفت:زن گرفتن مال اوناییه که پول ، پارتی و پررویی دارن کی به ما زن می ده !
وقتی رفتم به مراسم عروسیش بهش حرفاش رو یادآوری کردم . اونم سرشو رو به آسمون کرد و گفت : پول و پارتی و پررویی من هم توکل به خدا بود و راستش من با خدا لابی کردم !!!
یه نتیجه اخلاقی : اگه خوابتون میاد هی تا نصفه شب نشینین برنامه نود نگا کنین!
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت
14:57 توسط پیر پسر |
دختر پشت فرمون ماشین تو ترافیک گیرکرده. با خودش فکر می کنه که : بخشکه
این شانس امسالم گذشت و من هنوز بی شوهر !خدایا دم این سال تحویلی برسون
یه شوهر درست حسابی از غیب !
از اون طرف بین ماشینا حاجی فیروز با صورت سیاه و لباس و کلاه قرمز و دایره دنبکش صدا میکنه که :حاجی فیروزه سالی یه روزه .....
حاجی فیروز از این ترافیک لذت می بره هیچ جا بهتر از اینجا نیست تا همه
بدونن که حاجی فیروزه ! اونم از این زندگی خسته شده دوس داره یه تحولی در
زندگیش بوجود بیاد و چه تحولی بهتر از ازدواج! پس دعا می کنه که: خدایا یه
زن خوب دم این سال تحویلی تو این ترافیک برسون
یهو چشم حاجی فیروز روی یه هاش بک سفید مامان قفل می شه ! البته خود هاش بک نه داخل هاش بک که یه دختر خانوم مامان با عینک آفتابی مامان تر به اون دوردستها خیره شده
و احتمالا دراعماق ذهنش دنبال یه شوهر ایده آل واسه یه زندگی می گرده!
حاجی فیروز احساس می کنه که دعاش چه زود مستحاب شد و با خودش میگه: ایکاش از خدا
یه چیز دیگه خواسته بودم! بعد دوباره با خودش می گه: خنگ خدا دیگه چی می
خواستی از این بهتر !
حاجی فیروز میاد دم شیشه ماشین دختر ....
از اینجا مکالمه دختر و حاجی فیروز رو باریتم بخونین :
..............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت
12:45 توسط پیر پسر |