تبليغاتX
طنز نوشته های یک پیر پسر

زیر درخت هلو (یا این سه دختر )

    دوستان عزیز عید نوروز پیشاپیش مبارک ! این آپ هم یکی از آپهای دوران جاهلیت منه !


پرده اول (صبح روز حادثه ) : امروز داشتم فکر می کردم که چه دلیلی داره که من با وجود این همه تلاش برای ازدواج و خواستگاری رفتن  هنوز نتونستم زن بگیرم و ازدواج کنم  . بعد نمی دونم چی شد یهو  یاد فیلم زیر درخت هلو افتادم و  اونجائی که اون خدمتکار رو می بردند جهنم واون  وقتی دلیل جهنم رفتنش  رو پرسید بهش گفتن به دلیل آرزوئی بوده که ازخداخواستی  مبنی بر اینکه : من اگه جهنم هم برم بازم حاضر به ازدواج نیستم !!! . یهو یاد یه چیزی افتادم !بله! خودشه!!! یافتم !......... قضیه مال 6-5 سال پیشه .... یه روز تو خیابون چشمم به  سه تا دختر خانم خیلی با شخصیت افتاد . چون منم دربه در دنبال زن می گشتم تصمیم گرفتم یکی ازاین دختر خانوما رو انتخاب کنم وبعد برم سراغش . ولی ازشما چه پنهون هر کاری کردم که ببینم کدوم مناسب تره مگه می شد ؟! ماشاءال...یکی ازیکی باشخصیت تر (فقط شرمنده برای جلوگیری از تحریک اذهان عمومی از توصیف دختر خانمهای محترم معذورم ) خلاصه هر کار کردم نتونستم یکی رو انتخاب کنم برای همین از رو لجبازی یا شوخی یا جدی نمی دونم خلاصه دعا کردم که : خدایا حالا اگه می خوای به من زن بدی یا این سه تا رو بده یا هیچ وقت دیگه زن نمی خوام !

بله خودشه! بابا عجب غلطی کردیما ! خدایا ! ای عزیز جون! ای مهربون ! بابا ظرفیتم خوب چیزیه ! حالا ما آدم نفهم! تو که به همه چیزتواین دنیا عالمی چرا جدی گرفتی . من یه شوخی با تو کردم تو هم جدی گرفتی؟ جون ما بی خیال شو . اصلا بابا من عرضه ندارم یه زن رو نگهدارم اونوقت چه جوری می خوام سه تا زن رو   اونم با هم بگیرم . یعنی من شوخی کردم !یعنی چیز زیادی خوردم !  بیا این دم صبحی کوتاه بیا ما بریم سر خونه زندگیمون . بابا حالا توکه غریبه نیستی بد جوری توکفیم . جون من ! این تن بمیره . ..............

پرده دوم (ظهر پیش یکی از دوستای مذهبی ): وقتی قضیه رو برای این دوست مذهبی ومؤمن  تعریف کردم گفت : اصولا خداوند بنده هاش رو خیلی دوست داره و اگر آرزوئی بکنند که یه مقدار به قول خودمون گنده تر از دهنشون باشه مثل آرزوی تو که سه تازن رو با هم ازخدا خواستی .خدا  اون آرزو رو  قبول می کنه ولی طبیعتا به خاطر بزرگ بودن آرزو یه کم بیشتر طول می کشه تا برآوردش کنه ! بله! یعنی تمام این  سختیهای ۶-۵ سال حکمتی داشته واونم رسیدن به اون چیزی بوده که من ازخداخواسته بودم یعنی سه تازن! اونم اون سه تا! اونم باهم واااااااااااااااای!
پرده سو م (شب درحال راز ونیاز با خدا): خدایا ببین عزیزم حالا ما صبح یک سری زرت و پرتائی کردیم یه سری حرف مفت ازاین دهن ما خارج شد.  گفتیم  اون آرزومون شوخی بوده ولی تو  که خودت می دونی که من اصولا سر دعا با هیچ کس شوخی ندارم  . من می دونم تو به همه بنده هات لطف می کنی ولی من احمق نفهمیدم . به جون خودم همه حرفای صبحم شوخی بود جون من یه و قت جدی نگیریا .اینهمه سختی 6-5 سال و بی خوابی ودربه دری ! حالا که وقت به ثمر  رسیدن خواستمه  باو ر کن زور داره . بی خیال شو دیگه خب.. ببین خدا! حالااین  سه تا زنو کی بهم می دی ؟می دونم که یه جوری این کار رو می کنی که تو کف کارت می مونم فقط فکر کنم که دوران تبعیدم تموم شده لطفا یه نظری به مابنداز !دمت گرم !

پرده چهارم (روز بعد دوست مذهبیم پیش من میاد ): این دوست عزیزگفت یادم رفت بهت بگم بعضی وقتا بعضی آدما ازخدا یه چیزائی رو می خوان که انجامش غیر منطقی وغیر عقلیه  مثل همین درخواست تو که با وجود شرایطی که داری از خدا چیزی خواستی که خیلی غیر منطقیه و چون خدا به انسانها عقل ومنطق داده برای تادیب  وسر عقل اومدن اونا یه چند سالی اونا رو به سختی میندازه  ولی ازاونجائی که خیلی مهربونه زود به یاد اون بندش میاره  که کجا اشتباه کرده و اگه اون بند ه هم زود بفهمه ومعذرت خواهی کنه خدا اونو می بخشه! ولی اگه یه وقت اون بنده همچنان به خواسته غیر منطقیش پافشاری کنه و حرف خودش رو بزنه یعنی این تنبیه اثری نکرده و اونوقت چه بسا این با ر سالهای بیشتری برای تنبیه اون درنظر گرفته بشه !!!!!!!!! .   

پرده پنجم (صبح روز بعد ):خدایا! ببین عزیزمن...............

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 19:43 توسط پیر پسر |

مگه ما چیمون از صدا و سیما کمتره (1)

ضمن عرض معذرت از دوستان گرامی سوال من اینه که واقعا ما چیمون از صدا وسیما کمتره که دوتا آپ ناقابل تکراری نداشته باشیم؟ البته دوستانی که این آپها رو خوندن می تونن دیگه نخونن اما بالاخره این حق مسلم سایر مردمه که بتونن از این نوشته های قدیمی یه فیضی ببرن ! برای همین در دفتر مطالعات ضد کاربردی تصمیم گرفتم که غیر از یه آپ مخصوص تو این چند روزه عید 8-7 تا آپ تکراری البته اونهایی که به نظر خودم یا خواننده های محترم کمی قابل تحمل تر بود رو دوباره رو کنم تا همگان بدانند و آگاه باشند که ما هیچیمون از صدا وسیما کمتر نیست که هیچ بیشتر هم نیست . آپ امروز با عنوان انواع داماد از اون آپهای برگزیده ای بود که نه خودم خوشم اومد نه ملت !
انواع د اماد:

1- داماد خَچَل : سن بین 15 تا 19 سال ،خام و نپخته ، سرد وگرم نچشیده، جسارت بسیار ، حماقت فراوان ، زود پشیمون ،زود رنج ، قربانی عواطف زودگذر یا مبادلات خانوادگی ، بچه اش  از خودش بزرگتر !

2- داماد مَچَل : سن بین 19تا25سال ، ژیگولی ، دانشجو ، سرباز ، رفیق باز، وابسته به پول بابائی ، بیکار ، آینده دار،  توی هر دامی که براش پهن کنن تلپی میفته ، کیس مناسبی برای تور شدن ،کم ظرفیت ، یکی میزنه یکی میخوره !

3- . داماد هَچَل : سن بین 25 تا 29سال ، رسیده ، حاضر آماده ، دارای کار و بار، فارغ التحصیل ،با کارت پایان خدمت ، دارای شکستهای عشقی فراوان، بسیار با تجربه ، دم به هرتله ای نمیده ، عصا قورت داده ، کمی کج و معوج،  پراز قرشمه ، به کمتر از زتا جونز و جولی رضایت نمیده !

4-  داماد کَچَل: سن بین 30 تا 37  سال  ، گرفتار ، ، درگیر، پرکار ،پرخور، همچنان پرشور، نقل ونبات ، گوله نمک ،فوران احساسات ، راضی به رضای خدا، دنبال زنای بیوه کم سن وسال ، مسئولیت پذیر ، درپی  رفاه خانواده ، دارای کار وبار و خانه، قسمت هرکی بشه مبارکه !!!


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 15:28 توسط پیر پسر |

یک مشاهده کوچیک !

 دیروز بر اساس یکی از رسوم دیرین ما ایرانیان تصمیم گرفتم تا با خودم  به خرید البسه شب عید برای خودم برم(مجردیه دیگه ) البته من زیاد تابع این رسم و رسوم خرید شب عید نیستم ( راستش هستم ولی دم عیدی پولا ته می کشه ) ولی مدت زیادی به دلیل گرفتاری نه لباس خریده بودم و نه کفش و دیدم  لباسا دیگه واقعا جواب نمی دن برای همین  تصمیم قاطع گرفتم تا به این رسم و رسوم پایبند باشم. اول از همه سراغ مغازه پوشاک رفتم و از دومین مغازه ای که اومدم بیرون هم شلوار خریده بودم هم لباس و با یه گشت کوچولو یه جفت کفش هم خریدم و بعد من موندم و کلی وقت آزاد (خانوما یاد بگیرن ) بله ! واقعا خانوما باید یاد بگیرین بخصوص خانومایی که وقتی با شوهرشون می رن خرید اینقدر این بیچاره رو این ور و اون ورش می کنن  که دم عیدی هیچی از وجودش باقی نمی مونه ! خلاصه اینکه بعد خرید کمی به وظیفه اصلی خودم یعنی مشاهده مردم پرداختم البته دنیا برای هر دسته از انسانها از یک دریچه خاصی دیده می شه و بخشی از اون براشون برجسته تره !برای من هم تو این روز اون چیزی که از همه بیشتر به چشم خورد و البته کمی تا قسمتی هم حرصم رو درآورد این زوجای جوون بودن که جفت جفت ! تو این بازارا مثل مور و ملخ همه جا به چشم می خوردن ! من نمی دونم اینا با هم ازدواج می کنن که هی راه بیفتن تو خیابون ؟(اونایی که ازدواج نکردن مشکلی نیست! ) حالا  اگه دقت کنین هیچی هم نمی خرن و  همینطور الکی برا خودشون میگردن !امیدوارم هر چه سریعتر این رسم و رسوم خرید شب عید منسوخ بشه که جوون مردم رو اینقدر هوایی می کنن (البته  وقتی من ازدواج کردم امیدوارم دوباره این رسم برقرار شه )
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 19:24 توسط پیر پسر |

یک سوال درباره آدم و حوا

فکر میکنین چرا خداوند اول آدم رو آفرید و بعد حوا رو ؟
جواب مردای سنتی : چون آدم مرد بود پس اول خدا اون رو آفرید بالاخره مردی گفتن زنی گفتن
جواب مردای تی تیش مامانی : چون مردا قدر زناشون رو بدونن !
جواب مردای رمانتیک : چون عشق وقتی بوجود میاد که معشوق در دسترس نباشه بعد حوا اومد تا آدم بدونه عشق چیه !
جواب زنای سنتی : اول آدم اومد چون مرد خونه حوا بود !!!
جواب زنای امروزی : خدا اول آدم رو آفرید چون می خواست ببینه چقدر عیب و نقص داره بعد که نقصاش رو برطرف کرد حوا رو آفرید
جواب زنای فمینیست : کی گفته خدا اول آدم رو آفرید ؟ تو این جامعه مردسالار این مردا همه قضایا رو به نفع خودشون تموم می کنن

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 16:8 توسط پیر پسر |

شباهتهای انتخابات با مراسم عروسی

در انتخابات عده ای نامزد می شوند و عد ه ای آنها را انتخاب می کنند و سپس آن عده ای  که انتخاب شده اند به مجلس می روند و در مجلس چهار سال می مانند و بعد دوباره یه عده ای نامزد می شوند و قس علی هذه اما در عروسی درسته که عده ای نامزد می شوند ولی قبل از اینکه نامزد شوند همدیگر را  انتخاب می کنند و درعروسی درسته که نامزدها  به مجلس می رن ولی این نامزد ها مثل آن نامزدها چهار سال در مجلس عروسی نمی مانند بلکه فوق فوقش یه شب نهایتا با پاتختی حساب کنید می شه دو شب ! و در نهایت اینکه در آنجا نامزدها در مجلس برای مردم تصمیم گیری می کنند  که مردم چه کنند اما در عروسی مردم برای نامزدها تصمیم گیری می کنند که نامزدها چه کنند !
نتيجه گیری اخلاقی اینکه این دو هیچ شباهتی به هم ندارند ما هم الکی زرت و پرت کردیم گفتیم که شبیه هم هستن.
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 19:34 توسط پیر پسر |

سوالات کارشناسی ارشد خانواده و ازدواج (بخش دوم )

1- به نظر شما چرا زنها وقتی قهر میکنند به خونه پدرشون میرن ؟
الف- چون مردها رو بعد ازدواج خونه پدرشون راه نمی د ن
ب – زنها میرن تا مردها قدرشون رو بدونن (زکی )
ج- مردها هم می تونن برن ولی خانمها مقدمن
د- تا حالا به این قضیه فکر نکرده بودم
2- فکر می کنید مهمترین دلیل طولانی شدن زندگی زناشویی برخی از زوجها چیست ؟
الف- بخاطر تعطیل بودن جفتشون
ب – به دلیل تعطیل بودن یکیشون که به اون یکی هم سرایت می کنه
ج – به خاطر اینکه سرشون خیلی شلوغه وقت دعوا ندارن
د – تا کور شود هر آنکه نتواند دید
3- چرا بسیاری از مردها با کارکردن زن خود در بیرون مخالف هستند ؟
الف- چون زنها کارهم که می کنن پولشون رو به مردها نمی دن
ب – چون از کارکردن زن دربیرون خوششون نمی یاد
ج- به همون خاطر که زنها از هوو خوششون نمی یاد
د- مردهای این دوره زمونه کلی عوض شدن دیگه اینجوری نیستن
4- چرا زنها از هوو بدشون میاد؟
الف – خودت که بکشی می فهمی
ب- به همون دلیل که مردها از کارکردن زنها خوششون نمی یاد
ج- چون همه هووها ایکبیری هستن
د- لعنت خدا بر شیطون
5- فکر می کنید برای زندگی زناشویی چند فرزند کافی است ؟
الف – یک فروند
ب- هنوز فکر نکردم
ج – بچه می خوام چیکار
د- هرکه نان دهد دندان دهد
6- برای تشکیل زندگی زناشویی خانه مهم تر است یا عشق ؟
الف- خانه + عشق
ب- خانه عشقی
ج- عشق خانگی
د- خونه رو بچسب
7- به نظر شما خانمها به چه تیپ مردایی زود بله میگن ؟
الف- خوش تیپ
ب – پولدار
ج- معمولا پولدارها خوش تیپ هم هستن
د- هر خری می خواد باشه فقط سرو گوشش نجنبه
8- به عقیده شما آقایون بیشتر سراغ چه تیپ زنهایی برای ازدواج میرن ؟
الف – اگه پول داشته باشه که دیگه هیچی
ب – زن مطیع 
ج – بهشون رو بدی سراغ همه تیپا میرن
د- همون پول داشته باشه باقیش ردیفه
9- در زندگی زناشویی بهتره کدام یک از زوجین گذشت بیشتری داشته باشه ؟
الف – مردها مجبورن گذشت بیشتری داشته باشن
ب – کی گفته این زنها هستن که گذشت بیشتری دارن
ج- آره جون عمت تا حالا که همش من گذشت کردم
د- تو .... خوردی 
هال - هییییییییییییییییی
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 18:31 توسط پیر پسر |

سوالات کارشناسی ارشد ازدواج

سوالات کارشناسی ارشد امسال دانشگا هها در رشته خانواده و ازدواج
سوالات مربوط به بخش ازدواج
1- به نظر شما مهمترین د لیل بالا رفتن سن ازدواج چیست ؟
الف - دیر ازدواج کردن جوانان
ب - زود ازدواج نکردن جوانان
ج - بیکاری ازدواج کرده ها
د - نداشتن بچه
2- به نظر شما مهمترین دلیل بالابودن مهریه درازدواج چیست ؟
الف - تا داماد جونش درآد
ب - تا شلوار داماد دوتا نشه
ج - تا داماد بچه پررو بازی درنیاره
د- هرکدوم از سه مورد بالا می تونه باشه
3- به عقیده شما علت مخارج سنگین ازدواج چیست؟
الف - به دلیل بالارفتن تورمه وگرنه مخارج که سنگین نیست
ب - به خاطر مخارج سنگین ازدواج
ج - به دلیل چشم و هم چشمی قوم بیکار
د - به دلیل بیماریهای ریوی
4- چرا مردها بیش از زنها مشکلات زندگی رو تحمل می کنند؟
الف- هر کی همچین حرفی زده غلط کرده
ب - چون مردها هیچ مشکل دیگه ای ندارند
ج - چون زنها اگه بیشتر هم تحمل کنن کسی نمی فهمه
د - چون مردها خیلی فداکارند
5- به نظر شما چرا حق طلاق با مردهاست ؟
الف - نه پس می خوای بدنش به زنها
ب - چون زنها نمی تونن حقشون رو بگیرن
ج- چون مردها حق خوریشون بیشتره
د- نمی دونم
6- علت افزایش طلاق در جامعه چیست ؟
الف - گفتم که تورم بالاست وگرنه طلاق همون طلاق سابقه
ب - چون حق طلاق با مردهاست
ج - چون مردها خیلی فداکارند
د- به دلیل افزایش دادگاههای خانواده
سوالات مربوط به خانواده در آپ بعدی
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 15:40 توسط پیر پسر |

درخواست کمک برای یک شکست عشقی

 چند روز پیش یکی از دوستای دورم رو دیدم که خیلی ناراحت بود .ازش قضیه رو پرسیدم . قضیش مربوط بود به اینکه چند سال پیش که تازه رفته بود دانشگاه همون ماه های اول عاشق یکی از دخترهای همکلاسیش می شه این آقا پسر می گفت از همون اول رفتار اون و من  در برخوردهای مختلف در عین اینکه خیلی سنگین بود اما به  نوعی عاشقانه هم بود به طوری که این چند سال نه من به خاطرمراقبتهای  محسوس و نامحسوس  اون سر و گوشم جنبید و نه اون (حدیث مفصل بخوان از این مجمل ) و کلا روابط ما درحد رد وبدل کردن جزوه یا صحبت درباره مسائل درسی بود ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 15:48 توسط پیر پسر |