تبليغاتX
طنز نوشته های یک پیر پسر

تلفنهای یک دختر !

چند وقت پیش یه روز با چند تا از دوستا جمع بودیم که دیدم یکی از دوستام چند دقیقه با موبایلش  حرف زد و بعد هم به شدت عصبانی شدو گوشی رو قطع کرد . ازش جریان رو پرسیدم و اون هم گفت که چند وقتیه یه دختره مرتب به من زنگ میزنه و به بهانه اینکه شما با من تماس گرفتین و شمارت رو گوشی منه مرتب برای من ایجاد مزاحمت می کنه و دیگه نمی دونم چکارکنم . بهش گفتم ناراحت نباش عزیز! این دفعه که زنگ زد گوشی رو بده به من و ببین که چطوری درستش می کنم ! خلاصه هنوز چند دقیقه نگذشته بود که دوستم اشاره کرد که طرف زنگ زده من هم با اشاره بهش فهموندم که گوشی روبرسون اینجا ! هرچی دوستام اشاره کردن که بی خیال گفتم نه شما فقط داشته باشین چکار می کنم . بعد هم درحالی که سعی می  کردم  لهجم رو مثل این بچه سوسولا غلیظ کنم شروع کردم . ادامه مکالمه دونفره است :
دختره : الووو ..................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 14:0 توسط پیر پسر |

چندتا اس ام اس

آقا هیچی تو سرما مثل چند تا اس ام اس  نمی چسبه اگه از قبل داشتینشون نخونین :

 این اس ام اس رو به ۴ دلیل برات می فرستم

دوستت دارم

خیلی باحالی

به یادتم

ارزش زنگ زدن رونداری


دستتو مشت کن ...

مشته ؟

مشته مشته ؟

حالا محکم بزن تو چشمت تا کور شی دوریمو نبینی !


آسمان را ستاره زیبا می کند

باغچه را گل /بیابان را چمن / عشق را محبت / چشم را اشک / وتورا

..........

عمل کردن بینیت

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 23:21 توسط پیر پسر |

اند رمعنای آهسته و پیوسته !

درروزگاران قدیم تر که ما بچه ای بیش نبودیم هر وقت که پدرمان برای کاری به بیرون همی رفت ما نیز در پی او  دوان بودیم از علاقه ای که به آویزان بودن داشتیم و همچنین به ماشین سواری ! چرا که پدر ما را ماشینی بود با نام جیان (که آن را ژیان نیز خوانند ) .و ما ا زماشین سواری در جیان همی لذتها می بردیم. اما مسئله ای بود که هنگام رانندگی خاطر ما را مکدر  و برای ما تولید سوال مینمود و آن این بود که سرعت ماشین پدر ما درروزهای معمولی بسیار پایین بود به  گونه ای که جمیع خلایق از بنزو بی ایم و تا پیکان و گاری و فرغان از آن جلو زدی ! اما در روزهای  بارانی قضیه عکس شدی و سرعت ماشین پدر ما آنچنان زیاد  گشتی که تمام ماشین ها راسبقت نمودی و ما در این کار بسیار خشنود می شدیم . پس روزی از پدر گرامی  راز این قضیه را جویا شدیم ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 13:24 توسط پیر پسر |

باز هم عشق

در دو پست قبلی از عشق پایدار نوشتم . این عکس هم شاهدی است بر ادعای من برای دوستانی که اون رو امری محال دونستند.

شعر از پیرمرد حاضر درصحنه :

ای عشق! همه بهانه از توست

بوسیدن این دختر خانم هم به بهانه توست!

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 9:46 توسط پیر پسر |

ازدواج سرعتی !

یکی از دوستای من دیروز صبح یه دختری رو می بینه . بعد از ظهر با خانوادش میرن خواستگاری دختر و امروز ظهر هم مراسم عقدشون بود یعنی کل فرایند ازدواج در کمتر از ۲۴ ساعت!!!!

یکی دیگه از دوستام میگه که این قضیه ازدواج  این دو نفر با این سرعت مثل یک معجزه بود !

امان از دست این مردم نا آگاه !

به دوستم میگم معجزه کدومه برادر ! ازمن بپرس که اندازه موهای کلم تو خواستگاری رفتن سابقه دارم .

آخه کدوم آدم عاقلی باور میکنه  این آقا پسر با یه نگاه به دختره عاشقش  بشه بعد بلافاصله  بره خواستگاری دختر خانم (حالا آدرسش رو از کجا آورده بماند) بعد تو یک جلسه اون هم همون شب اول ! با دختر خانم و خانوادش به توافق برسن ! بعدم ظهر روز بعد برن محضر برای عقد! خداییش شما باورتون میشه ؟

این دوتا (عروس و دوماد جدید) هر سر و سری بوده از قبل با هم داشتن ! حالابه ما چه میخواستن  دوست دختر پسر باشن یا هرچی ولی  هی واسه خودت نگو معجزه!

ولی از این حرفا گذشته اگه واقعا این رفیقم با این سرعت تونسته زن بگیره اونوقت باید به خودم بگم که تمام خاکهای عالم بر سر من !

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 21:25 توسط پیر پسر |

اندر معنای عشق پایدار !

شبی از لیالی د ررختخواب خسبیده بودیم و خواب ها ی عجق وجق بدیدیم که به ناگاه ماهیت خواب تغییر کردی و چشممان به دیدن تابناک زیبارویی روشن شدی که وصفش همچون سایر زیبارویا ن بودی و نیازی به تقریر بیش ازاین نیست ! پس این زیبا  رو در منزلی بودی که فضای آن عهد قجر را برای ما تداعی نمودی و تا چشم زیبارو به ما خوردی گویا غریبی آشنا را دیدی ! پس مرا دعوت نمودی به اندرون منزل خویش و ما نیز بسیار مشعوف شدیم از علاقه ای که این زیبارو به ما  نشان دادی ! پس از زیبارو آدرس و نام وی را پرسیدیم تا دروقت بیداری (خودمان دانستیم که خواب می بودیم) به سراغ وی رفته برای عرض ارادت!
پس بعد از گرفتن آدرس صبح ناشتا بیرون زدی از برای دیدن وی و....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 4:53 توسط پیر پسر |

اس ام اس عید غدیر و کریسمس


*اگه امشب یه مرد چاق و گنده اومد تو اتاقت و تو رو از رو تختت انداخت تو یه کیسه نترس آخه یکی برای کریسمس تو رو از بابانوئل خواسته!

*به عضنفر میگن با خمپاره جمله بساز. میگه: شلوار من روز عید غدیر خم پاره شد !!!

اینا برای خنده بود درضمن اگه تکراری هم بود ببخشین

اعیاد غدیر و کریسمس برهمه دوستان مبارک

+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 20:25 توسط پیر پسر |

ازدواج خوبه یا بهتره؟

دریکی دو پست قبلی در یکی از کامنتها  یکی از دوستان بسیار عزیز در مذمت ازدواج جملاتی رو از برخی از بزرگان بیان کردند . اینجانب قصد دارم به نمایندگی از  خودم(پیر پسر)  جواب جملات این بزرگان رو بدم :
1- ازدواج مثل خوراک قارچ است . وقتی خوبی یا بدی آن معلوم میشه که کار از کار گذشته . ( برناردشاو )
 جواب از طرف  پیر پسر : اشتباه کردی داش برنارد ! ازدواج مثل فسنجونه ! یا شیرینه ، یا ملسه !  هم مرغ داره هم گردو  هرکی نگه ایشالا ... سوراخ سوراخ شه والا!


2- ازدواج یک لاتاری است که در آن مردان روی آزادی خود قمار میکنند و زنان روی خوشبختی خود . ( مادام دو ریو )

جواب از طرف پیر پسر: مادام عزیز ! مردا قبل از ازدواج  ولنگارن نه آزاد ! نمونش هم خودم ! راستی مادام جون شرمنده اخلاق ورزشی! یه سوال خصوصی خدمت شما داشتم؟:  شما مجردی یا متأهل؟؟؟!


3- زناشویی تنها زندانی است که مرد زندانبان خود را شخصا انتخاب میکند ( ناشناس)

جواب از طرف پیرپسر: میگم ناشناس عزیز ! حالا نمی شه من یه هفت هشت تا زندان بان داشته باشم؟!


4- در یک ازدواج بدترین چیز بعد از مادر زن , خود زن است . ( کلارک گیبل )
جواب از طرف پیر پسر : کلارک جون! تقصیر ما چیه تو به جای دختر  رفتی با زن مردم ازدواج کردی که مادرزن هم داره؟!


5- و در آخر ( البته برای امروز )
مرد مجردی از تنهایی شکایت میکرد و می گفت : آدم بی زن هیچکس را ندارد که در غم و غصه اش شریک باشد !آدم متاهل پوز خندی زد و گفت : مگر آدم بی زن غم و غصه ای هم دارد ؟؟؟؟؟؟؟

جواب از طرف پیرپسر: ای آدم متاهل ! ای نامرد ! به من پوزخند میزنی ؟! اون وقتی که دم خونه دختر مردم آویزون بودی رو یادت رفت ؟! اون موقع که اینقدر داغ بودی که تمام یخهای هیمالیا رو آب میکردی یادت رفت؟! اون وقتی رو که تا چشت به دختر مردم (عروس خانم ) میافتاد کارخونه قند تو دلت آب میشد فراموش کردی ؟! حالا که خرت از پل  گذشته  غم و غصه دار شدی ؟!


 

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 20:18 توسط پیر پسر |

باز آمد بوی ماه امتحان !

با توجه به شروع ایام  امتحان شما دانشجویان عزیز و همچنین  خودم (عزیز) این پست رو معطر می کنم به تعریف چند اصطلاح پرکاربرد درایام امتحانات.
خرخون :  کتابخونه آفلاین !
خرزن : 2 دقیقه تا انفجار
چند روز تا شروع امتحانات : زندان با اعمال شاقه

شب امتحان :  شب قدر !
استرس شب امتحان : نوش جونت
روز امتحان: روز واقعه
مراقب سر جلسه : مردی که زیاد میدانست(شاید هم زنی )
استاد بعد ازدادن امتحان: نفس، جیگر ، عزیز دل
استاد بعد ازدادن نمره امتحان: ................
تعطیلی بین د و نیم ترم: تصمیم کبری
و در پایان بسیار مشعوف شدم که دراین پست هیچ حرف و اثری از عشق و ازدواج نبود.........
راستی ........................
جزوه : سمبل عشق و ازدواج !

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 22:2 توسط پیر پسر |

تعبیر خواب دختر !

چند وقتی بود که هر شب خوابهای  جالبی میدیدم! جالب ازاین لحاظ که تقریبا درتمام این خوابها یک یا چند دختر وجود داشتند! دیگه احساس می کردم که با توجه به این خوابها کم کم دیگه داره نوبت من میشه که برم قاطی مرغا ! فقط برای اطمینان تصمیم گرفتم که برم پیش یکی  که میگفتن تو تعبیر خواب وارده! پیش این شخص رفتم و قضیه خوابهایی رو که دیده بودم براش تعریف کردم . ایشان هم بعد ازشنیدن صحبتهای من تاکید کرد که دیدن دختر اون هم به دفعات نشون دهنده اینه که تو صاحب مال و مکنت میشی و این یعنی اینکه خوابهای من هیچه ربطی به ازدواج نداره! ادامه قضیه رو به صورت مکالمه دو نفره دنبال کنین!
پیر پسر : قربان ! من مال و مکنت به چه دردم میخوره ! من اگه پول بخوام میرم کار میکنم . شما مطمئنی دیدن این همه دختر نشون دهنده ازدواج نیست ؟!
متعبر(تعبیر کننده خو اب): نه آقا جان ! کسی که زیاد دختر تو  خوابش میبینه یعنی وضع مالیش خوب میشه !
پیر پسر: ببین عزیزمن! من نمی خوام وضع مالیم خوب بشه ! شما بگو اگه من بخوام زن بگیرم باید چه خوابی ببینم تا از همین حالا برم روش کار کنم !
متعبر: مار ! هروقت تو خوابت دیدی که یه ماری تو خونته و مرتب میخواد نیشت بزنه! بدون که وقت زن گرفتنت رسیده!
+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 23:51 توسط پیر پسر |